|
سلام به همه دوستان خوبم و سلامی مخصوص به نوه گلم عسل خانوم
امیدوارم دوستان گلم هر کجا که هستن شاد وسلامت باشن
اول از همه بذارین ای روزو به همه دوستان تبریک بگم
"تولد مولد کعبه امام علی (ع) را به همه دوستان و عاشقانش تبریک میگم."
علی کسی است که نه تنها با اندیشه و سخنش ،
بلکه با تمام وجود و زندگی اش به همه ی دردها و نیازها
و همه ی احتیاج های چند گونه بشری در همه دوره ها پاسخ می دهد .
این گلهای زیبا تقدیم تو این روز بهت تبریک میگم عسل
نگاهم میل طغیان دارد ا مشب
گلویم بغض باران دارد امشب
برای خلوت خود همزبانی
دل من چشم گریان دارد امشب
در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم میتوانی تو به لبخندی این فاصله را برداری...
گویند شقایق ها نمی میرند ، تا مرگ شقایق ها دوستت دارم
پروردگارا ! تو را قسم به ابی اسمانت سبزی زمینت و رنگین کمان طبیعتت دلم را ابی روحم را سبز و عشق به خودت را رنگین کمان وجودم کن.
خدایا!ذهنم پریشان است قلبم بی قرار است افکارم شوریده و درمانده ام پس رشته زندگی ام را به دست های امن تو می سپارم توفان می خوابد و آرامش تو حکم فرما می شود
آن گاه که چشم بستهو روی طنابی که یک سرش در دست تو بود بند بازی میکردم دریافتم که همیشه در عشق مساله اعتماد بوده است میان چشم های بسته من و دست های لرزان تو ...
Where love is, God is also هر کجا محبت باشد، خدا هم هست
خنده تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست گاهی دل اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره
دلم برای کسی دلتنگ است که افتاب صداقت را به مهمانی گلهای باغ می اوردو گیسووان بلندش را به بامیدهدو دستهای سپیدش را به اب میبخشد دلم برای کسی دلتنگ است که همچون کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت ومهربانی خود را نثارم میکرد
خدایا ناپاکم و گناه آلود اما می دانم اگر نگاه رحمتت را بر من بیفکنی قلب من چون برف سپید و پاک خواهد شد و آنگاه به حضور پر نورت راه خواهم یافت
مولانا :
بیرون زتو نیست هر آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
من صبورم اما....
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم، یا اگر شادی زیبای تو را، به غم غربت چشمان خودم میبندم........ من صبورم اما.... چه قدر با همه عاشقیم محزونم...! و به یاد همه خاطره های گل سرخ، مثل یک شبنم افتاده به غم مغمومم! من صبورم اما.... بی دلیل از قفس کهنه شب می ترسم... بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب، و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم...! من صبورم اما.... آه........این بغض گران صبر نمی داند چیست..............؟؟؟؟؟
راه خلوتگه خاصم بنماتا پس ازينمي خورم با تو و ديگر غم دنيانخورم حضرت حافظ
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه منو به جشن نور و اینه بردی چرا از سایه های شب بترسم تو خورشید و به دست من سپردی بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من بذار بین منو تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن
من و تو باید به فردا برسیم،چشمه کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم.
کتابی،خلوتی،شعری،سکوتی مرا مستی و سکر زندگانی است چه غم گر در بهشتی ره ندارم که در قلبم بهشتی جاودانی است
مژده اي دل كه دگرباد صبا باز آمدهدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد حضرت حافظ
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
در کلبه ما سفرهی ارباب و فقیرانه جدا نیست در حلقه ما جنگ و جدالی به سر شاه و گدا نیست ما مطرب عشقیم در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست
او که به ترانه های قلب من عادت کرده است ، به هیچ نغمه دیگر مشغول نخواهد شد
خداوندا مرا آن ده كه آن به
خوب دیگه دوستان من دیگه برم تا بیشتر از این وبلاگ نوه گلمو خراب نکردم. بازم باید از نوه گلم
برای کارش تشکر کنم .
در پناه حق
خدا نگه دار
|